عماد الدين حسن بن علي الطبري
254
مناقب الطاهرين ( فارسي )
شكمهاى ايشان فراخ شده بود چون خانههاى بزرگ . و بر رهگذر آل فرعون براندى براى عرض دوزخ بر ايشان . اين رباخوارگان بيفتادندى تا آل فرعون بر سر ايشان بگذشتندى . و هو قوله تعالى : « النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا » « 1 » و قوله تعالى : « الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلَّا كَما يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ » . « 2 » و زنان زانيه را ديدم به پستانها نگونسار آويخته . پس گفت : از آنجا به آسمان آمدم و موسى را ديدم . حالها پرسيد . من گفتم : خداى تعالى پنجاه نماز بر امّت من واجب گردانيد . موسى گفت : من بيشتر مقاسات كردهام . « 3 » دانم كه طاقت اين ندارند . با پس رو . مىآمدم و با پس مىرفتم هر وقتى ده ده مىانداختم تا با پنج آمد . موسى ( ع ) گفت : پنج وقت نيز بسيار است . من گفتم : مرا از اين تخفيف خواستن شرم مىآيد . امّا به يك حسنه ده عوض است . هر كه اين پنج وقت نماز به جاى آرد ، وى را ثواب آن ده كرامت كنند . و اين روايت تخفيف نماز ضعفى دارد ؛ به سبب آنكه نسخ الشىء قبل دخول وقته است . و چون به ذى طوى رسيدم گفتم : يا جبرئيل ، كسى از من اين حكايت قبول نكند . تا بيامدم و بنشستم . ابو جهل به من بگذشت و بيامد به جنب من و بر طريق استهزا گفت : از خداى تعالى چه خبر دارى به تازگى ؟ من گفتم كه : مرا دوش به بيت المقدس برد و بازآورد . ابو جهل زنهار داد كه : اين سخن با كس نگوى ؛ كه مردم بر تو خندند . آنگه گفت : يا معشر بنى كعب بن لؤىّ ، بشنويد كه محمّد چه مىگويد ! خلق جمع شدند . من آن كلمه
--> ( 1 ) - مؤمن ( 40 ) / 46 . ( 2 ) - بقره ( 2 ) / 275 . ( 3 ) - مقاسات : سختى كشيدن با كسى .